این روزها انگار تماما" انگار تابوت به دوش می کشیم
تابوت ذوق و شوقی مرده
امیدهای مرده
اعتماد مرده
و
.
.
جوانانی مرده ... که نه "کشته"
تابوت مرگ جوانی ، عشق ، آرزو ، امید و آزادی خواهران و برادرانمان را بر دوش می کشیم و
هیهات ... از این بازار مکاره ... که نظرمان را! چشممان را ! گوشمان را ! بودنمان را ! شعورمان را نادیده گرفتند! و از این بالاتر هست ؟
این تابوت بر دوشمان سنگینی می کند ... خاصه در التهاب روحمان در بوی عفن دورغ!! که به نفس نفس افتاده ایم .. دلمان گرفت از بس که بغض را راندیم در پس گلو ...
دلمان به آتش کشیده شد ... از بس که شرافت و انسانیت را به آتش و خون کشیدند ...
پ.ن۱: بیشتر از این ها بود ، نتوانستم بنویسم ...
پ.ن۲:هیچی!
پ.ن: کماکان به کعبه کریمان سر بزنید.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 16:12  توسط بید مجنون
|